الشيخ رسول جعفريان
388
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
زمانى امام كاظم عليه السّلام بر مهدى عباسى وارد شد و ديد كه او رد مظالم مىكند . امام كه او را در چنين حالى ديد پرسيد : چرا آنچه را كه از راه ستم از ما گرفته شده بر نمىگردانى ؟ مهدى پرسيد : آن چيست ؟ امام ماجراى فدك را براى او چنين توصيف كرد : فدك به دليل اين كه از جملهء « ما لم يوجف عليه خيل و لا ركاب » است ، ملك خالص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود كه آن را به دخترش فاطمه عليها السّلام و امّ ايمن حاضر شده بود آن را به فاطمه عليها السّلام برگرداند ، خليفهء دوم از اين كار جلوگيرى كرد . مهدى گفت : حدود آن را مشخص كن تا برگردانم . امام حدود فدك را مشخص كرد . خليفه گفت : هذا كثير فانظر فيه . « 1 » ( اين مقدار زياد است دربارهء آن فكر مىكنم ) . طبيعى بود كه مهدى چنين كارى را انجام ندهد ؛ زيرا افزون بر آن كه او محكوميت كسانى را كه مانع از بازگرداندن فدك به اهل بيت شده بودند مىپذيرفت - و در ميان آنها اجداد خود او نيز بودند - واگذارى آن مىتوانست امكانات مالى فراوانى را در اختيار امام قرار دهد كه اين به مصلحت حكومت نمىتوانست باشد . پس از مرگ مهدى در سال 169 ، فرزندش موسى الهادى بر سر كار آمد . وى بيش از يك سال زنده نماند . در زمان او بود كه حسين بن على شهيد فخّ ، قيام كرد و كشته شد . وقتى سر او را براى هادى آوردند ، او اشعارى چند بر زبان آورد و در آن از طالبىها به قطع رحم و متهم كرد . وى سپس نگرانى شديد خود را از موسى بن جعفر عليه السّلام اظهار نمود و قسم ياد كرد كه او را خواهد كشت : و الله ما خرج حسين الّا عن امره و لا اتّبع الّا حجّته لأنّه صاحب الوصية فى هذا البيت قتلنى الله ان ابقيت عليه . به خدا قسم حسين ( شهيد فخّ ) به دستور او ( امام كاظم ) قيام كرده و تحت تأثير او قرار گرفته ؛ زيرا صاحب وصيت ( پرنفوذ ) در اين خانواده او است ، خدا مرا بكشد اگر او را زنده بگذارم . قاضى ابو يوسف كه در مجلس حاضر بود او را آرام كرد و گفت : نه موسى بن جعفر و نه هيچ كدام از فرزندان اين خانواده اعتقاد به خروج عليه خلفا را ندارند . « 2 » در
--> ( 1 ) . التهذيب ج 4 ، 304 ( 2 ) . حياة الامام موسى بن جعفر عليه السّلام ج 1 ، ص 472